دلم گرفته و قلبم بی نهایت درد داره 

و هیچ جا رو جز اینجا ندارم 

یه اتاق خالی واس گریه میخوام یه دشت یه جای دور 

برای آرامش 

دلم گرفته خدایااااااااااااااااااااا 

بغلم کن

۷ خرداد ۱۳۹۷

روزها رو دارم میگذرونم که فقط بگذره

فکر نمیکردم که یه روزی برسه که فقط زنده باشم و زندگی کردن و یادم بره 

خدایا یادته ....روی زمینت خیلی تنهام 

هوای دلم ابری ، بارانی ، برفی ، گلی ،سیل، زلزله، گاهی فراموشیست

😔😞😔😞😔😞😔😞

   

 

من حتی واس درد و دل کردنم      کسی رو ندارم که درکم کنه 

جای زندگی توی آغوش تو                   دارم زندگی میکنم با خودم

 

Related image

سلام

اینجا شده دفتر درد دل من

جایی نمیخوایی کسی از حرفات چیزی بدونه و هر روز و هر ساعت و هر ثانیه تو گذشته زندگی میکنم

زمان مجردی که زندگی بود بی نهایت هیجان انگیز

ولی الان زندگی متاهلی

خیلی خوبه که ادم با کسی ازدواج کنه که دوسش داشته باشه

مثل من

همسر من بی نهایت منو دوست داره

و این ...

زندگیم سخته خیلی سخت تر از هر چیزی که فکرشو میکردم

زندگی مشترک حتی ذره ای به رویاهام شباهت نداره

 وقتی ادم میبینه چقدر از رویاهاش داره دور میشه هر روزش سخت تر میشه

و به جایی میرسه که زندگی میکنه که فقط بگذره

همین...فقط بگذره

سلام 

خرداد1395 

شرکت آذر سیماب ساعت 9.52 صبح روزسه شنبه 25 خردادماه 

سلام 

باز هم اومدم تو وبلاگی که همیشه گفتن حرفام توش راحتتر از همه جا بوده 

این وبلاگ و دیگه کسی نمی خونه و منم دیگه نه تبلیغ می کنم و نه هیچی 

فقط خودم میام توش و سر میزنم و میرم 

الان 11 ماه از ازدواج و زندگی مشترک من گذشته 

زندگی مشترک سخته 

ولی خوب خوبی هم داره 

خدارو شکر هم من راضیم و الحمدالله خدا هم هوامون و داره 

ولی هنوز یه خلا تو زندگی من هست که هنوز نمی دونم چه جوری باید پرش کنم 

یه جایی تو زندگیم یه چیزی یه اشتباهی هست که داره اذیتم می کنه و زندگی رو برام سخت تر می کنه 

 و من همچنان دارم باهاش مبارزه می کنم 

زندگیم دوست دارم 

گرچه هیچ وقت ازدواج عین تفکرات ادم نمیشه و متفاوت از رویاهاییی که ادم داره 

ولی.. 

باز هم زیبایی هایی داره شاید هیچ وقت تو رویاهات نداشتی 

فقط می تونم بگم خدایا شکرت..ممنونم که دوسم داری و همیشه زیر سایه خودت من و همسرم و زندگیم  

و نگه دار 

        عکس و تصویر خدایا شکرت......

سلام

سلام من باز هم اومدم بعد چندین ماه و درد هایی که قلبم و رها نمی کنه 

این وبلاگ تنها مکانی که برام مونده تا من توش حرف بزنم و گریه کنم و بخندم و تنها باشم 

تنهاا... 

قلبم انقدر درد می کنه که دیگه داره نفس کشیدن رو برام سخت می کنه 

باز ما عروسی دعوت شدیم و دوباره تمام درد ها و غصه ها و تمام خاطه های سنگینی که قلبم و فشار میده دورم جمع شدن 

و دوباره حسرت تمام روزهایی که دوست داشتم داشته باشم و جلوم پر پر زدن 

خستم خداااااا خستهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه 

یا کمکم کن تا تموم بشه و آروم بشم یا منو ببر پیش خودت می خوااااااام یه دنیااااا رو شونه هات گریه کنم  

فقط یکم میخوام آرووم بشم همین... 

خستم خودت کمکم کن 

          

نیلوفر

سلام 

من بعد ماهها و سالها اومدم که بگم  

سلام 

اومدم 

اما این بار ازدواج کردم و همراه همسرم 

گرچه فکر نمیکردم ازدواج انقدر سخت باشه ولی خداروشکر ... راضیم 

دوسم داره و من هم دوسش دارم 

شعر كوتاه زيبا

ببین عشق صدف با او چه ها کرد

دلش را از کف دریا جدا کرد

کنار ساحل آمد ساکت و سرد

نهنگ عاشقی خود را فنا کرد

*******************

وقتی که خاطرم


پریشان گیسوانت می شود

تو ...

پریشان می کنی

گیسوانت را

به خاطرم.

*******************

دیریست


دستهای خیال من،

تصویر تو را می کشند

و اکنون

در کوچه ای پرسه می زنم

که کودکی ام را

به امروز رسانده است.

 دلم نمی خواهد بگوید

بیشتر سکوت می کند

سکوتی که پر از حرفهای نگفتنی و نشنیدنیست

حتی خود من هم نمی دانم که دلم چه می خواهد

گاهی بغض می کند

گاهی می خندد

گاهی در اوج خنده چنان اشک  میریزد که انگار  با ابرهای بهاری پیمان بسته است

گاهی گوشه ای کز می کنند ِمانند نیلوفران به خودش می پیچد

زیباست وقتی نگاهش می کنم

کنارش می نشینم و می پرسم چه شده

لبخند می زند و در چشمانش اشک حلقه می زند و

می گوید:

وقتی نیلوفر در آغوش درخت  میمیرد

باز هم درخت بوته ی خشکیده اش را از تنش جدا نمی کند

کاش نیلوفری بودم که در آغوش درخت جان می سپردم

رها نمی شدم

تنها نمی ماندم

نویسنده:نیلو

   dividers

طوفا می آید

طوفان خاطراتت

طوفانی که بوی حضورت را هر بار  برایم می اورد

طوفان آتشم می زند

پروازهایم را به باد می دهد

یادهایم را به خاکستر

نمی دانم از نگاهم چیزی در خاطرت هست یا از بودنم هنگام بودنت

ولی این را خوب می دانم

که باشی و نباشی

طوفانی از حضورت اینجا غوغا می کند

آتش می زند

خاموش می کند

پرواز می دهد

میمیراند

خلاصه برای خودم هر روز سر پناهی آماده می کنم که هنگام طوفان شاید  نگاهبانم باشد

ولی هر بار  فراموش می کنم این طوفان ویران کننده برای ویرانیم آمده و

هر بار برای دیدنش به پیشوازش می شتابم

من و طوفان با هم زندگی می کنیم

طوفان می باوراندم که دیگر زندگی معنایش عوض شده

گلها برای پر پر شدن زندگی می کنند

نیلوفران برای

سوختن   گل می دهند

گل زیبا نیست

این طوفان است که با خرابی هایش زیبایی را به یادمان می اورد

من و طوفان  دوستی عمیقی با هم داریم من با او خوشم  که هر بار  یادم می کند

و او با من که هر بار ویرانم می کند

نویسنده:نیلو

                    

                           dividers

تو صدای درد هایم را نشنیدی

ولی...

صدای سکوتم را شنیدی؟

سکوتم ازارت می داد که رفتی؟

می گفتی تا هر روز از دردها و زخم هایی که بر دلم می زدی فریاد می زدم

تا از ناله هایم شاد می شد قلبی که هیچ وقت نداشتی و هدیه می دادی....

نوسنده:نیلو

                 dividers

نیا بارن زمین جای قشنگی نیست

من از اهل زمینم خوب می دانم که گل در عقدر زنبور است

ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست می دارد......

من این جمله رو خیلی دوست دارم

حقیقت زمینیارو نشون میده

یه دونه دل دارن ولی صدتا رو تو دلاشون جا میدن

ببدون اینکه فکر کنن شاید یکی از اون صد تا فقط همون یکی رو تو دلش جا داده باشه

نویسنده"نیلو

گویند سکوت  علامت رضایت است

اری راضیم به همه بی محلی و کم محلی هایی که به من می کنی

به روزهایی که تنهایم می گذاری و باز می گردی

راضیم به درد هاییی که هر روز در گوشم زمزمه می کنی

راضیم

فقط وقتی می روی باز هم باز ایی  فقط همین را می خواهم

سکوتم نشکن

بگذار زندگی کنم با تو و دردهایت...

فقط سکوتم را نشکن که اگر بشکنت

گوش آسمان را کر می کند

نویسنده:نیلو

     dividers

وقتی بغض می کنم 

اشکهایم را در حلقه ی چشمانم نگه می دارم

نفسم را حبس می کنم

وقتی دلم میگیرد

اشک هایم پاسخ گوی  چشمانم نیست

نمی گذارم حتی قطره ای بچکد

قلبم که می گیرد درد می کشد

می خندد

وقتی پر از غمم

خنده هایم  انقدر بلند می شود که  گاهی گوشم کر می شود

پنهان می کنم که نفهمی دردهایم به خاکم زده

که خاک زمین خوردنم خنده از لبانت نگیرد

نویسنده:نیلو

 
                       dividers